بیضایی

بهرام بیضایی؛ درخت روشن تئاتر و پژوهش ایران
بهرام بیضایی، نمایشنامه‌نویس، کارگردان و پژوهشگر برجسته ایرانی، یکی از جامع‌ترین اندیشمندان هنر معاصر بود. او در ۵ دی ۱۳۱۷ در تهران زاده شد و در خانواده‌ای ریشه‌دار در شعر و تعزیه پرورش یافت. تجربه‌های کودکی، قصه‌های مادربزرگ و دشواری‌های اجتماعی، حساسیت او را نسبت به قدرت، عدالت و حاشیه‌نشینی شکل داد.
بیضایی از آغاز راه، مسیر متفاوتی در تئاتر پیمود. نخستین کتابش «مترسک‌ها در شب و عروسک‌ها» (۱۳۴۱) نشان داد که او سنت‌های مردمی مانند خیمه‌شب‌بازی را نه به‌عنوان سرگرمی، بلکه به‌مثابه زبان نقد اجتماعی می‌بیند. عروسک‌ها و تیپ‌های عامیانه در آثارش حامل شکست و ناکامی انسان معاصر شدند. این نگاه، سنت را از حالت نوستالژیک بیرون آورد و به ابزاری برای اندیشیدن به مسائل امروز بدل کرد.
در نمایشنامه‌هایی چون «پهلوان اکبر می‌میرد»، بیضایی اسطوره پهلوانی را از سطح حماسه به سطح اخلاقی کشاند. پهلوان شکست می‌خورد نه به‌خاطر ضعف، بلکه به‌خاطر وفای به قول. این رویکرد، تئاتر او را به عرصه پرسشگری اخلاقی و اجتماعی برد. در دهه ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰، آثاری چون «هشتمین سفر سندباد»، «سلطان مار»، «چهار صندوق» و «مرگ یزدگرد» نشان دادند که او تاریخ و اسطوره را به میدان نقد قدرت و روایت بدل کرده است. در «مرگ یزدگرد»، حقیقت در تضاد روایت‌ها شکل می‌گیرد و مخاطب درمی‌یابد که تاریخ، میدان داوری قدرت‌هاست.
بیضایی همچنین زنان را به مرکز روایت آورد. در نمایش‌هایی چون «پرده‌خانه» و «فتحنامه کلات»، زنان نه قربانی، بلکه کنشگرانی بودند که تاریخ را تغییر می‌دهند. این نگاه، روایتی فمینیستی-تاریخی در تئاتر ایران ساخت.
در کنار نمایشنامه‌نویسی، بیضایی پژوهشگری جدی بود. کتاب «نمایش در ژاپن» (۱۳۴۳) نخستین مطالعه تطبیقی او بود که با همکاری داریوش آشوری و سهراب سپهری منتشر شد. سپس «نمایش در ایران» (۱۳۴۴) را نوشت؛ اثری بنیادین که تاریخ نمایش ایرانی را از آیین‌های پیش از اسلام تا تعزیه و نقالی بررسی کرد. پژوهش‌های بعدی او درباره نمایش در چین، اسطوره‌های شاهنامه و ریشه‌های هزارویک‌شب، جایگاه ایران را در گستره فرهنگی جهانی برجسته ساخت. کتاب «هزار افسان کجاست؟» (۱۳۹۱) بحث‌های فراوانی برانگیخت و نشان داد که بیضایی همواره در پی کشف سرچشمه‌های روایت بود.
کارنامه بیضایی پروژه‌ای واحد و پیوسته است: بازخوانی تاریخ از منظر فرودستان، شکافتن اسطوره‌ها، افشای سازوکار قدرت و دفاع از حق روایت. خاموشی او در پنجم دی ۱۴۰۴، همزمان با تولد ۸۷ سالگی‌اش، پایان حضور یکی از آخرین متفکران جامع‌نگر تئاتر ایران بود. اما آثارش همچنان زنده‌اند؛ هر بار که خوانده یا اجرا شوند، «درخت روشن» دوباره قد خواهد کشید.

برچسب‌ها:

دیدگاهتان را بنویسید